برای هم نفسم "محدثه"

آنچه ویرانمان میکند، روزگار نیست؛ حوصله های کوچک وآرزوهای بزرگ است...

حرفهایت را

باکسی بزن که باجغرافیای کلماتت آشناست...

کسی که

میتواند وقت هایی که شبیه یک کوه یخی می شوی

آفتابی شود و آبت کند ...

آرام ... آرام ...

کسی که میداند وقت هایی که سکوت میکنی،

حرفهایت جایی گیر کرده اند ...

و میتواند دست دراز کند

وآن همه کلمه بازیگوش را بگذارد توی دهانت ...

کسی که ناگفته تو را بفهمد ...

نوشته شده در پنجشنبه ششم آذر 1393ساعت 18:27 توسط f@temeh|

 

گاهی باید خود را برداشت و برد ...

نوشته شده در جمعه سی و یکم مرداد 1393ساعت 14:49 توسط f@temeh|

پرسیدم:

خداوندا ، چرا انسان اول عاشق میشه بعد تنها میشه؟

فرمود:

منم اول عاشق شدم، بعد تنها شدم.

پرسیدم:

تو عاشق چه کسی شدی؟

فرمود:

عاشق تو...

گفتم:

کی تنهات گذاشت؟

گفت:

خود تو !

گفتم:

بذار بیام پیشت !

خندید و گفت:

من پیش توام ، تو کجایی؟...

 

نوشته شده در جمعه سی و یکم مرداد 1393ساعت 13:58 توسط f@temeh|

به هوای مهربانیهایت

اسپندی دود میکنم...

تا دور باشد

چشم بد

از چشمهای مهربانت... 

نوشته شده در جمعه سی و یکم مرداد 1393ساعت 13:49 توسط f@temeh|

تسبیحی بافته ام!

نه از سنگ ...

نه از چوب ...

نه از مروارید ...

تک تک مهربانی هایت را به نخ کشیده ام

تا برای شادمانیت دعا کنم ...

 

 

 

 

 

کسی که به من " اعتماد " می کند

                        از کسی که مرا دوست دارد گامی فراتر نهاده است ...

 

 

نوشته شده در شنبه سی ام فروردین 1393ساعت 18:19 توسط f@temeh|

همیشه متعادل باشید تفاوت میان خوب و بد را تشخیص دهید.

سعی کنید خوبی ها و بدی ها را تحلیل کنید.

 

 

 

عادت کنید همیشه مثبت گرا باشید.

کارهای مثبت انجام دهید و افکار و خواسته هایتان همیشه مثبت باشند.

این در درجه اول به آرامش زندگی خود شما کمک زیادی میکند.

 

 

 

 

وقتی ناراحت و شکست خورده هستید، دیگران را سرزنش نکنید.

از اشتباهات خود درس بگیرید و آنها را در همان گذشته رها کنید.

 

 

 

حتی یک لحظه حضور خداوند را در زندگیتان فراموش نکنید.

دلیل بسیار ی از اشتباهات ما این است که از حضور خداوند و

امیدواری به رحمت او غافل می شویم.

 

 

 

خودتان باشید. همیشه خودتان باشید تا دیگران نیز از شخصیت واقعی شما خوشحال باشند

و خود شما را دوست داشته باشند.

 

 

از همین امروز تلاش کنید تا شاد زندگی کنید.

اجازه ندهید مسایل ساده باعث عصبانیت ، ناراحتی یا ناامیدی شما شوند.

نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1392ساعت 18:49 توسط f@temeh|

 


 

دلم کوچک است ....

کوچکتر از باغچه ی پشت پنجره؛

ولی آنقدر جا دارد که برای دوستی که دوستش دارم

نیمکتی بگذارم برای همیشه ...

 

 

نوشته شده در شنبه هفتم دی 1392ساعت 20:48 توسط f@temeh|

فردای ما متفاوت خواهد بود ...

                            اگر امروزمان را تغییر دهیم .       (هرمان گیلهاوس)




" تنها چیزی " که در دنیا می توانی تغییر دهی ، خودت هستی؛

     و با این کار دنیا را متحول می کنی .






ماری که نتواند پوست بیندازد از بین می رود ،

        همچون انسان هایی که اگر "تغییر" نکنند ، دیگر انسان نخواهند بود .


برچسب‌ها: تغییر
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392ساعت 21:18 توسط f@temeh|

دوست داشتن خدابه این معناست

که در نهایت به کسی که دوستش داشته ایم ، رسیده ایم ...

 

نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1392ساعت 17:45 توسط f@temeh|

ضرب المثل حیف نون :

اصلا چرا عاقل کند کار ؟!؟!؟

هان؟

.

.

واقعا کاش معلم ها هم مثل کاسب ها بودند

و می گفتن:

درس داده شده پس گرفته نمی شود ...

.

.

شورای امنیت سازمان ملل

“جوراب غضنفر” را در لیست سلاحهای کشتار جمعی قرار داد !

.

.

وقتی هنوز یه سالت نشده پدر مادرت هی میگن بگو بابا... بگو مامان

الان میگی مامان…. میگه زهر مارو مامان !

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392ساعت 14:16 توسط f@temeh|

غصه نداره که تا چشم به هم بزنی ۹ ماه تموم میشه …
” زمزمه های پدر و مادر در غروب ۳۱ شهریور “
.
.
.

یادش بخیر؛ در به در دنبال یکی میگشتیم کتابامونو جلد کنه !
.
.
.

یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه :
یه برگه از کیفتون بیارید بیرون !
.
.
.

همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم
تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من می فته :)
.

.

.

.
یادش بخیر یکی از استرس های زمان مدرسه این بود که
زنگ ورزشمون چه روزیه و چه ساعتی ؟!!
افتادن زنگ ورزش اونم دو زنگ آخر پنجشنبه
از انتصاب به عنوان مدیر کل شرکت مایکروسافت هم بالاتر بود :)
.
.
.

وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم
الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم
گوشه کلاس دم سطل آشغال بتراشیم
.

.

.

مدرسه آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم
درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن …
.
.
.

شما یادتون نمیاد
اوج احتراممون به یه درس این بود که دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم !

 

 

نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1392ساعت 14:28 توسط f@temeh|

کیه؟ کیه؟ کیه؟
کیه؟ کیه؟ کیه؟

واکنش اعضای خانواده وقتی شما تلفن وجواب می دی

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

(نمیذارن نفست بالا بیاد)
.
.
.

اولین ضربه ی روحی زندگیمو زمانی خوردم که یه گردو رو شیکوندم خوردم دیدم ترشه ،

نگو لیمو امانی بوده …!!!

.

.

.

.

داشتم فوتبالیستا میدیدم …
 سوباسا توو دلش میگه : ما باید ببریم
میزوگی از توو تماشاگرا میگه : درسته سوباسا!!!!

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

.
.
.

.

اگر غذا رو هم میشد دانلود کرد
ما فــوقِ فـــوقش یه املت رو میتونستیم دانلود کنیم، اونم بدون نون !
سرعت نتمون به کوبیده نمی رسید !

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی


.
.
.

.

.

ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !
ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !
ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ : ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !
ﻣﺠﺮﺩﯼ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !
ﻣﺘﺎﻫﻠﯽ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺠﺮﺩ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ!
ﭘﯿﺮﯼ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﺎﺕ ﻟﺐ ﮔﻮﺭﻩ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !
ﺍﯼ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻏﻠﻄﯽ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﮑﻨﻢ 
! :|

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی


.
.
پیـدا کـردن بستـنی از تـوی فـریـزر هـمـیشه لـذت بـخـش بـوده
حـتـی اگـه بـوی سبـزی و گـوشت چـرخ  کـرده بـــده :D

.
.
.


ای کسانی که هنگام ورود پدرشان به اتاق بلافاصله صفحه فیسبوغ را بسته،
سپس ساعتها به عکس بک گراند دسکتاپ خیره می شوید ،
بدانید که موقع گرفتن پول تو جیبی هم،
پدرتان کنترل را به دست گرفته و به صفحه تلویزیون خیره خواهد شد :)

.

.

.

.من یه درد لاعلاج دارم و اونم اینه که

هروقت به تابه سیب زمینی سرخ کرده میرسم نباید بخورم چون کمه !

.

.

.
اگر بگم ماه منی ، ستاره عمر منی
واسم شکلات میخری ؟؟؟
حالا که فکر می کنم می بینیم یه شوکولات ارزش این همه دروغ رو نداره !


نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت 13:23 توسط f@temeh|


تمام حجم خیالم از تو لبریز است؛

دنیای خیالم کوچک نیست ،

تو بی نهایت عزیزی ...




اگر بدانم یک لحظه به یادم هستی،

حاضرم تمام لحظه هایم را

فدای آن لحظه کنم ...




ستاره ها رو با اینکه خیلی دورند

هرشب میشه دید ؛

کاش تو هم ستاره بودی ...


نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1392ساعت 13:15 توسط f@temeh|

جاذبه ی سیب ، آدم را به زمین زد و  جاذبه ی زمین ، آدم را .

فرقی نمی کند ؛

    " سقوط " سرنوشت دل دادن به هر جاذبه ای غیر از خداست .

               به جاذبه ای می اندیشم که پروازم می دهد ؛ ...  خدا  ...






همیشه " بن بست " جای بدی نیست ؛

گاهی مانعی است به سوی پرتگاه .






زیباترین قسم سهراب :

نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی ...

به حباب نگران لب یک رود قسم

و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت ،

غصه هم می گذرد

آن چنانی که فقط خاطره ای می ماند .

به تن لحظه ی خود جامه ی اندوه مپوشان .

نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1392ساعت 18:38 توسط f@temeh|

راز شادزیستن

انجام دادن آنچه دوست داریم ، نیست .

دوست داشتن آن چیزی است که انجام می دهیم ...





هیچ گاه به خاطر چند خطای کوچک، یک رابطه ی حقیقی را ترک نکنید.

هیچکس بی عیب نیست

و هیچکس به طور کامل درست نمی گوید .

و در انتها ... "مهربانی" از همه چیز برتر است ...




درجستجوی "قلب" زیبا باش ، نه "صورت" زیباٍ

زیرا هر آنچه زیباست همیشه خوب نمی ماند

اما هر آنچه خوب است ، همیشه زیباست...



 آسمان ...

فرصت پرواز بلند است ،

ولی قصه این است چه اندازه کبوتر باشی ...





به خاطر سه چیز کسی را مسخره نکن ؛

چهره ، والدین و زادگاه.

زیرا هیچ حق انتخابی در مورد آنها ندارد.






مادامی که "تلخی" زندگی دیگران را  "شیرین" میکنی ،

      بدان که  "زندگی"  میکنی ...

نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1392ساعت 14:10 توسط f@temeh|

وقتی باختم ، مسیر را یافتم .

در بزرگراه زندگی همواره راهت ، راحت نخواهد بود .

هر "چاله ای " ، "چاره ای " به تو می آموزد .

"دوباره" فکر کن . فرصت ها "دوبار" تکرار نمی شوند .

پس به خاطر داشته باش برای جلوگیری از "پسرفت "  باید  "رفت" .




اگر روزی ترسیدی، دلت لرزید ، خسته شدی، شکست خوردی،

کارت را از دست دادی، غم سراغت آمد . . . طبیعی است .

برای همه پیش می آید . تنها کاری که باید انجام دهی این است که ؛

نگذاری این وضعیت بر تو غلبه کند و در آن حال نمانی .

کمی توقف  . . . و کم کم  حرکت ، حرکت ، حرکت .





زمانی که خاطره هایت  از  امیدهایت  قوی تر شوند،

آنگاه پیری تو فرا رسیده است . . . هیچ گاه نگذار این چنین شود .

نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1392ساعت 12:32 توسط f@temeh|

برای همه "خوب" باش:

آنکهــــ  فهمید ،

همیشه در کنارت و به یادت خواهد بود

و آنکهــــ نفهمید ،

روزی دلش برای تمام خوبیــــهایت  "تنگ" می شود...






"شادترین افراد "

لزوما  "بهترینـــــ " چیزها را ندارنـــــد...

بلکـــــــــه ؛

از " هرچیـــــــزی " که سر راهشان قرار میگیرد ،

"بهترینـــــ " استفاده را می  کننـــــد...






شاید درد من دلیل خنده ی کسی شود ،

                           اما هرگز نباید خنده ی من باعث درد کسی شود ...

                                                                                           "چارلی چاپلین"

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392ساعت 12:36 توسط f@temeh|

خوشبختی...

 همان لحظه ایست که

   احساس میکنی خدا کنارت نشسته

                  و تو  به احترامش

                          از گناه فاصله می گیری....



  خدایا،

  دلم

 به سان قبله نماست.

 وقتی عقربه اش

 به سمت "تو" "تو"  "تو"می ایستد،

 آرام می شود...

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت 18:52 توسط f@temeh|

باران می شوم...

          تا رنج جدا شدن از آسمان را

                  با سبز کردن زندگی جبران کنم...






  کنار تنهایم بمان...

                    اگر نباشی،

  "دلم" که هیچ...

               "دنیا" هم برایم تنگ می شود...

نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1392ساعت 19:3 توسط f@temeh|

رفتم داروخونه یه قرص ضد حساسیت گرفتم.
تو عوارض جانبیش نوشته:

سرگیجه، نفخ، حالت تهوع،
  اختلال در تشخیص، نارسایی کبد، نارسایی کلیه
نارسایی قلب، سکته قلبی، سکته مغزی،
فکر کنم اگه سیانور می گرفتم، عوارضش کمتر بود...!!!

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

.

.

.

.

ا


یارو میگفت : رفتم سربازی، روز اول نشوندنمون رو زمین...
جناب سروان داد زد: کی اینجا لیسانس ریاضی داره؟

منم با ذوق و شوق دستمو بردم بالا گفتم : من!
جناب گفت: پاشو اینا رو بشمار...!

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی


.

.

.

.

“معرفت” یه موقعی لباس رفاقت بود...

الان “منفعت” جاشو گرفته

.

.

.

.

هیچی ترسناک تر از این نیست بیای خونه ببینی یکی اتاقتو تمیز کرده

حالا ۲ ساعت باید بشینم فکر کنم ببینم چی قایم کرده بودم و آیا کشف شده یا نه !

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

.

.

.

.


رو دسته صندلی نوشته بود وقتی زلزله اومد پشت صندلیو نگا کن

پشتشو نگا کردیم نوشته بود الان نه خره وقتی زلزه اومد !

.

.

.

.

آیا میدانید کوتاه‌ترین جنگ در سال ۱۸۹۶ بین زانزیبار و انگلستان که ۳۸ دقیقه

طول کشید؟؟؟!!!

فکر کنم رفتن لب مرز به هم فحش دادن برگشتن...!


 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی


نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 20:22 توسط f@temeh|

زندگی ،

وزن نگاهی است که در خاطر ما می ماند...

نوروز ،

جشن نکوداشت نگاه توست...

پس ،

نوروز برتو فرخنده باد...



سلام به دوستای خوبم...

پیشاپیش سال نو رو بهتون تبریک میگم.

امیدوارم سالی که پیش رو دارید ،

سالی سرشار از خیر ،برکت ،خوشی و سلامتی برای همتون باشه...

و امیدوارم از سالی که پشت سر گذاشتیم تجربه های خوبی به دست آورده باشید.

موقع سال تحویل دعا یادتون نره...به همه دعا کنید و امام زمان رو ازیاد نبرید.

هر روزتان نوروز       نوروزتان پیروز

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391ساعت 23:31 توسط f@temeh|

  تاریخ انقضایت که بگذرد ...

            به جای call ،

                  می شوی missed call

                            به همین راحتی....





بی خیال است...

بی خیال ،

همان کسی که

تمام خیال من است...




همیشه هم نباید زد

گاهی اوقات هم باید خورد ،

حرف ها را ...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391ساعت 21:10 توسط f@temeh|


شاید تو

سکوت میان کلامم باشی...

دیده نمی شوی

اما من تو را احساس میکنم...

شاید تو

هیاهوی قلبم باشی

شنیده نمی شوی ،

اما من تو را نفس می کشم...

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1391ساعت 16:56 توسط f@temeh|

هوا نیستم

اما همیشه چشم به آسمان دارم...

حال عجیبی ست

دیدن همان آسمان که شاید " تو "

دقایقی پیش به آن نگاه کرده ای...



بیا با پنجه راه برویم روی تن این دنیا...

بگذار خواب بماند

نفهمد از قانونش گریخته ایم

و " دل " باخته ایم...





نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1391ساعت 14:28 توسط f@temeh|

تو ولی سرد شدی ...

        آنقدر سرد که به ناچار گرمایم را به تو بخشیدم.

و تو ...

        به من تهمت سرد شدن زدی...

نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1391ساعت 18:40 توسط f@temeh|

گاه میتوان تمام زندگی را در آغوش کشید ...

                                     فقط کافیست تمام زندگیت " یک نفر " باشد...







لذت داشتن دوستای خوب توی دنیای بد،
 مثل خوردن یه فنجون قهوه گرم زیر برفه...
درسته که هوا رو گرم نمیکنه ...
  ولی آدمو دلگرم میکنه.[گل][قلب][گل]





چه تکلیف سنگینی است " بلاتکلیفی "

وقتی نمی دانم....

" دارمت " یا " ندارمت "...  ؟

نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1391ساعت 23:6 توسط f@temeh|

دلایل بودنم را مرور میکنم .

                  هر روز از تعدادشان کم می شود.

آخرین باری که شمردمشان ،

                 تنها یک دلیل برایم مانده بود...

آن هم " دیدن تو " بود.




                                              باز هم خیال تو

                                               مرا "برداشت"

                                              کجا می برد ،

                                               نمی دانم...









صدا بزن مرا....

مهم نیست به چه نامی...

فقط " میم " مالکیت را آخرش بگذار...

می خواهم باور کنم " مال تو " هستم....






اگر بیایی...

این خون دل خوردنها را تلافی نمی کنم.

آنقدر عاشقت می کنم

که دیگر نتوانی

" هرگز " بروی.......






نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391ساعت 16:20 توسط f@temeh|

 " دلم " کودکـــــــــــــی می خواهـــد...

           قـــــــــهر میکردیم تا " قیـــــــــــامت" ،

                  و لـــــــــحظه ای بعــد قیـــــــــــامت می شد...

 

 

 

 

  همیشه " حــــــــرارت " لازم نیست ،

                 گاهی انسان از  " ســـــــردی " یک نفر  " آتـــــــش " مــــــــی گیرد...

 

 

 

اینجـــــــــــــا صــــدای پا زیاد شنیده مــــــــی شود

امـــــــــــــــــــــا

هیــــــچ کدام تــــــــــــو نیستــــــــی....

دلـــــــــــــــم را خوش کرده ام ،

شـــــــاید پابرهنـــــــه بیایــــــــــــی...

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1391ساعت 20:42 توسط f@temeh|

 

 

 

 

 

ســـر ســـری رد شـــو و زنـدگـــی کـــن ،

 دقــــت ….. “د ق ت ” مــی دهـد ،

از مـــا گــفـتـن بود…

 

 

 

یکرنگ که باشی،

                   زود چشمشان را میزنی،

 خسته میشوند از رنگ تکراریت،

                                 این روزها دوره ی رنگین کمان هاست...

 

 

 

 

 

خسته ام!

نه اینکه کوه کنده باشم نه …!

" دل " کنــــــــده ام!

 

 

 

 

 

 

هنوز نیامده ای خداحافظ ؟

تقصیر تو نیست...

همیشه همین گونه بوده ،

 برو اما من پشت سرت دست نه ، دل تکان می دهم...

نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن 1391ساعت 15:30 توسط f@temeh|

 

تو کجایی سهراب؟

آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند…

 وای سهراب کجایی آخر؟ زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند !

 تو کجایی سهراب؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند !

ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالی ست… دل خوش سیری چند؟

 صبر کن سهراب…

 گفته بودی قایقی خواهی ساخت ! قایقت جا دارد؟

 من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم…

نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن 1391ساعت 15:10 توسط f@temeh|


آخرين مطالب
» هم صحبت ...
» گاهی باید ...
» گفتگوی من با خدا
» دوباره آپ !!!
»
» نکات کلیدی
» برای محدثه...
» تغییر
» ...
» خ مثل خنده!!!

Design By : RoozGozar.com